على آقا نورى
143
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
اگر از اختلاف و احيانا تناقض درونى مجموعه اين گزارشها و نيز جهتگيرىهاى فكرى و فرقهاى و روشهاى غيرعلمى صاحبان اين ديدگاه صرفنظر كنيم ، در مجموع چنين مىنمايد كه در اين نظريه ، نتايج و پيامدهاى عقايد شيعه در نقش اسباب و دلايل به حساب آمده است . در واقع مىتوان گفت پذيرش و اقبال تفكر شيعى توسط عدهاى از ايرانيان آن روزگار ، معلول جاذبه و وضوح مكتب اهل بيت و پس از شكلگيرى اوليه آن بود و نه علت آن ، چنانچه اين دسته تصوّر كردهاند . بررسى و اثبات عربى الاصل بودن تشيع و چرايى و سير تطور گرايش ايرانيان به تشيع در اين مختصر نمىگنجد . « 1 » امّا تذكر اين نكته ضرورت دارد كه با مطالعه تاريخ و چگونگى شكلگيرى تشيع و ربط و نسبت آن با گرايش ايرانيان آن روزگار ، به خوبى روشن مىشود كه بعد از شكلگيرى و رواج مكتب شيعى نهتنها بيشتر شيعيان از مناطق عربنشين و قبايل عربى بودند ، بلكه بسيارى از ايرانيان نيز به مكاتب غيرشيعى روى مىآوردند . بگذريم از اينكه بيشتر سردمداران فقهى و حديثى اهل سنت نيز از خطه ايران برخاستند . « 2 » البته در مخالفت و دلخورى ايرانيان از خلفاى اموى و عباسى ، به ويژه با توجه به تحقيرها و ظلمهايى كه در حق آنان روا داشته مىشد ، ترديدى نيست . مظلوميت و نگرش ضد ستم اهل بيت و نگاه يكسانى كه آنان به همه مسلمانان و از جمله موالى داشتند نيز بر جاذبه مكتب شيعى افزوده بود . با اينهمه اين امور را مىتوان به عنوان زمينههاى شتاب و رواج
--> ( 1 ) . بررسى تفصيلى اين امر را در كتاب عالمانه تاريخ تشيع در ايران از آغاز تا قرن دهم ، نوشته رسول جعفريان ملاحظه كنيد . نويسنده در اين كتاب زهد شيعيان نخستين ، مظلوميت علويان و شيعيان و نگرش ضد ستم آنان را از عوامل و زمينههاى نفوذ گرايش موالى ( اصطلاحى براى ايرانيان آن روزگار ) دانسته است ( همان ، ج 1 ، ص 85 - 98 ) . براى مطالعه عوامل درونى و چگونگى شكلگيرى تشيع و سير تدريجى آن در جامعه عربى تا عصر امام صادق عليه السّلام نك : سيد حسين محمد جعفرى ، تشيع در مسير تاريخ ، و نيز رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ، ( تاريخ خلفا ) . ( 2 ) . نك : فياض ، ص 56 به بعد .